شیخیة کریم‌خانی و تحولات اقتصادی و اجتماعی کرمان در دورة قاجار

نوع مقاله: علمی و پژوهشی

نویسنده

گروه علوم سیاسی،دانشگاه آزاد اسلامی،سیرجان،ایران

چکیده

تاریخ دریافت: 16/4/93              تاریخ پذیرش: 12/10/95
E-mail: khodaverdi1358@gmail.com
 
 
 
 
 
                                            
 





شیخ احمد احسایی(د. 1241 ق/1825­م) در دورة قاجار با استفاده از منابع معرفتی چهار جنبش فکری: صوفیه، فلسفه، اخباری و اصولی درصدد برآمد نحلة جدیدی تأسیس کند و بین اصول عقاید مکتب شیعه وحدت و همدلی ایجاد کند؛ اما این نحله که به شیخیه موسوم گردید بر دامنة اختلافات درونی شیعه افزود و حتی خود احسایی از سوی برخی از علمای شیعه تکفیر شد. پس از مرگ سید کاظم رشتی، یکی از شاگردان او، حاج محمد کریم خان،پسر حکمران کرمان، ابراهیم خان ظهیرالدوله (حک:1218ـ 1240ق/1803ـ 1824م) با توضیح و تبیین یکی از  اصول اعتقادی مکتب شیخیه یعنی رکن رابعموفق شد شاخة شیخیة کرمان را پدید آورد. این فرقۀ نوظهور به زودی پیروانی در کرمان و برخی توابع آن به دست آورد که تا پایان عمر قاجاریه در تحولات محلی مؤثر واقع شدند.ابراهیم خان ظهیرالدوله به سبب علاقة شدیدی که به افکار و اندیشه‌های شیخ احمد احساییداشت از مریدان وی گردید، سپس فرزندان و دیگر اعضای خاندان وی به این طریقه تمایل یافتند.ابراهیم خان ظهیرالدوله نخستین حاکمی بود که پس از قتل و غارت‌های آغا محمدخان منشأ خدمات عمرانی و رفاهی در کرمان و دیگر شهرهای این ایالت گردید. این خاندان با تصاحب اراضی کشاورزی و حفر کانال‌های آبرسانی و قنات تحول عمده‌ای را در عرصة مالکیت اراضی کشاورزی و تولید داشتند. مضافاَ آنکه برخی از افراد این خاندانِ شیخی مسلک به حکمرانی این ایالت منصوب شدند. تجار شیخی نیز با تأسیس برخی از مراکز تجاری و قیصریه نیز به نوبة خود سهم قابل توجهی در رونق بازار و حیات اقتصادیِ این ایالتداشتند. برخی از طبیبان ماهر و چیره دستِ کرمانی از خاندان شیخی مسلک ابراهیمی بودند. نیز برخی دیگر از افراد این خاندان برای اولین در کرمانمرکز بهداشتی و درمانیتأسیس نمودند که خوداز شاخصه‌های مهمرشد عمومی سلامت افراد جامعه به شمار می رود.از دیگر خدمات رفاهی که به وسیلة این خانداندر این شهر انجام گرفت می‌توان به اولین عکاس‌خانه و احداث خطوط تلگراف و راه‌های ارتباطی اشاره نمود.

کلیدواژه‌ها


اسناد و روزنامه ها

روزنامه ایران، سیزدهم ذی الحجه 1297 ق/ 1880 م، نمرۀ 436، تهیه و تنظیم: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، تهران، کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران با همکاری مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها، جلد سوم شماره 639-648، 1375 ش، 3/1752.

روزنامه ایران، یکشنبه، دوازدهم جمادی الثانی 1299 ق/ 1882 م، نمره 485، ص چهارم، جلد سوم شماره 639-648، 3/2129.

روزنامه ایران سلطانی، سه شنبه 14 رمضان 1322 ق/22 نوامبر 1904، سال 57، شمارۀ 17، ص 3، مدیر مسئول، محمد ندیم سلطان، محمد باقر اعتماد السلطنه، تهیه و تنظیم: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، تهران، کتابخانه ملی جمهوری اسلامی با همکاری مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها،1380ش، 275.

سند شمارة1،، محل نگهداری، اداره کل اسناد دیپلماسی و تاریخ وزارت امور خارجه، به تاریخ 1332، به شمارة62-5-15-1332.

سند شمارة2، محل نگهداری، اداره کل اسناد و تاریخ  دیپلماسی  وزارت امور خارجه،به تاریخ 1320 ق، به شمارة14، 26، 33.

وقف نامه نورالله خان =)ظهیرالممالک)، بن خسروخان، 1238ق، وقف نامه چاپ سنگی، اداره کل اوقاف کرمان، به شماره 407 آرشیو؛ رفسنجان، ب/5؛ آرشیو تهران به شماره 49.

Denis Herman, Et, OmidRezai, “Le Role Du VaqfDans La Fromation De La CommunauteShakhiKermani A L’ EpoqueQagar(1259-1324/1843-1906),StudiaIranica 36,2007, P.87- 131.

MacEoin, D. M.The Messiah Of Shiraz: Studies In Early Middle Babism,Leiden,2009.

Idem, “Balasari”, EIr, London and Newyork,1989,V. III, p.583-585.

Idem, “Shaykhiyya”,  EI2, Leiden, Brill,1986,V.IX, p.403-405