<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>نشریه پژوهش‌های تاریخی ایران و اسلام</title>
    <link>https://jhr.usb.ac.ir/</link>
    <description>نشریه پژوهش‌های تاریخی ایران و اسلام</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Thu, 06 Nov 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Thu, 06 Nov 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>رهیافت تاریخی به شکل گیری و تاسیس مدارس ویژه اقلیت‌های دینی دریزد از 1175 -1357</title>
      <link>https://jhr.usb.ac.ir/article_9549.html</link>
      <description>اقلیت های مذهبی دریزد (زرتشتی، مسیحی، کلیمی) درزمینه توسعه ورشد تعلیم وتربیت وونظام آموزش وپرورش، پس از انقلاب مشروطه، از عوامل تحولات متعدد ومهم درجامعه یزد شدند وخود نیز دراین مسیرتغیرات مهمی پذیرفتند. لزوم تغیرات درسیستم آموزشی وتعلیم وتربیت احساس، و به سرعت انجام شد و یزد ازاولین شهر‌ها ومناطق مورد تغیر و تحول بود و ازاولین گروه هاکه مؤثردراین تغیر وتحولات که نقش پررنگی داشتند اقلیت‌ها بودند که ازقدیم الایام ازساکنان قدیمی دراین شهربودند. ازاولین گروه‌ها که نقش زیادی ایفا نمودند زرتشتیان یزدی بودند. انجمن اکابر زرتشیان یزدی ساکن درهند که کاملا عرق و وابستگی به سرزمین مادری احساس می کردند وخاطرات آثارخوش وعالی همزیستی با مسلمانان درمیان آنها دست به دست می شد، دراین تغیرو رشد بسیار مؤثربود. گسترش صنعت چاپ و روزنامه ومدارس پسرانه ودخترانه زرتشتی ومسیحی وکلیمی هم به این جریان سرعت بخشید. سؤالی که مطرح می‌شود این است که انگیزه ها ،دلایل، زمینه ها ونقش اقلیت های مذهبی در تشکیل ،رشد وتوسعه مدارس وآموزش وپرورش دریزد چه بوده است؟ تبیین فرضیات مطرح توصیفی-تحلیلی مبتنی برآثاراسنادی وکتابخانه‌ای ومصاحبه بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نقاشی معراج پیامبر(ص) متعلق به دوره زند و قاجار با تاکید بر دیدگاه حسین نصر به هنر دینی</title>
      <link>https://jhr.usb.ac.ir/article_9678.html</link>
      <description>آثار اسلامی معراج نه صرفاً روایت یک واقعه تاریخی بلکه تمثیلی بصری از سلوک به سوی حق تلقی می‌شوند. این نوشتار به تحلیل نگاره‌ای از معراج پیامبر اسلام (ص) متعلق به دوره زند و قاجار می‌پردازد. در این نگاره براق، مرکب پیامبر(ص) به‌شکلی نمادین و اسطوره‌ای به تصویر کشیده شده و این تصویر، بستری برای تبلور مفاهیم قدسی در هنر سنتی است. این پژوهش با هدف، بررسی ویژگی‌های ساختاری اثر معراج‌ پیامبر(ص) متعلق به دوره زند و قاجار با توجه به دیدگاه حسین نصر به هنر دینی، به مطالعه بخش‌های گوناگون این اثر پرداخته است. سوال‌ این پژوهش عبارت است از: نقش‌مایه براق در نقاشی معراج متعلق به دوره زند و قاجار را چگونه می‌توان بر مبنای آرای حسین نصر به هنر دینی، مورد تحلیل و توصیف قرار داد؟ گردآوری داده‌ها از منابع کتابخانه‌ای بوده و پژوهش با رویکردی تاریخی و به شیوۀ توصیفی ـ تحلیلی، به وسیله تحلیل اثر در بستر نگاه حسین نصر صورت گرفته است. این پژوهش نشان می‌دهد که اثر نامبرده، مصداقی از هنر اسلامی در خدمت تعالی معنوی و سلوک باطنی است؛ هنری که در آن براق، نه صرفاً مرکب پیامبر بلکه نمادی از اتصال آسمان و زمین است. این نقاشی متعلق به اوایل دوره قاجار هم یک تصویر تاریخی و هم تمرینی بصری برای تأمل، شهود و اتصال دوباره به حقیقت مطلق است. بدین ترتیب، هنر نقاشی در دوره قاجار و به‌ویژه آثار تصویری مذهبی مانند معراج را می‌توان مصداقی از هنر به‌مثابه ذکر دانست؛ هنری که به جای سرگرمی، به یادآوری می‌انجامد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحول نهاد امامت جمعه در ایران معاصر؛ مطالعه موردی تبارشناسی و تحلیل اقتدار مذهبی خاندان امام جمعه زنجان</title>
      <link>https://jhr.usb.ac.ir/article_9636.html</link>
      <description>در جامعۀ زنجان، خاندان‌های متعددی در کسوت‌های سپاهی(قشون نظامی)، علمی، دیوانی و مذهبی نقش‌آفرینی کرده‌اند؛ برخی حذف شده‌اند و تعدادی با عبور از فرازوفرودهای تاریخی، به حیات اجتماعی و سیاسی ادامه داده‌اند. خاندان حسینی&amp;amp;shy;زنجانی، در جایگاه امامت&amp;amp;shy;جمعه و تولیت موقوفات مسجد جامع، از اواخر دورۀ قاجار تاکنون، یکی از نهادهای خاندانی مؤثر در ساختار قدرت محلی بوده است. پیوند این خاندان با منابع مشروعیت مذهبی (فقاهت، نسب، مناسک) و سازوکارهای قدرت سیاسی (روابط با دولت، نهادهای امنیتی، ساختارهای انقلابی)، زمینه‌ساز استمرار اقتدار مذهبی ـ سیاسی آنان در بستر تحولات محلی و ملی شده&amp;amp;shy;است. پرسش اصلی مقاله آن است که نهاد امامت&amp;amp;shy;جمعه در زنجان چگونه در قالبی خاندانی، از دورۀ قاجار تا جمهوری اسلامی، شکل گرفت، تثبیت شد و در مواجهه با تحولات سیاسی ـ اجتماعی، بازآرایی نهادی یافت؟ براساس مدعای پژوهش، این خاندان با بهره‌گیری هم‌زمان از سرمایۀ نمادین مذهبی و پیوند با ساختار قدرت، توانسته است اقتدار خود را در طول بیش از یک قرن بازتولید و تثبیت کند. این استمرار، علی‌رغم مواجهه با بحران‌های مشروعیت، فرسایش سرمایۀ نمادین، و چالش‌های اقتصادی ـ سیاسی، از راه سیاست‌های احیاگرانۀ نسل‌های بعدی و بازآرایی نهادی در بستر تحولات محلی و ملی، امکان‌پذیر شده است. مقالۀ حاضر با تکیه بر اسناد خاندانی و سازمانی، منابع کتابخانه‌ای و مطبوعاتی، به شیوۀ توصیفی ـ تبیینی، به بررسی تاریخی و نهادی این استمرار و تحول پرداخته&amp;amp;shy;است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>راهبردهای سیاسی و نظامی باد بن دوستک در برابر عضدالدوله و صمصام الدوله بویهی با تاکید بر الگوی تاریخی ابن خلدون</title>
      <link>https://jhr.usb.ac.ir/article_9614.html</link>
      <description>جستار حاضر به بررسی و تحلیل راهبردهای سیاسی و نظامی &amp;amp;laquo;باد بن دوستک&amp;amp;raquo; ـ بنیان‌گذار حکومت بنی‌مروان در دیاربکر ـ در مواجهه با عضدالدوله و صمصام‌الدوله بویهی پرداخته و این کنش‌ها را در چارچوب الگوی تاریخی ابن‌خلدون تحلیل کرده است. این پژوهش بر آن است تا با بهره‌گیری از منابع تاریخی و با روش توصیفی ـ تحلیلی، نشان دهد که شکل‌گیری قدرت باد در بستر انحطاط و فروپاشی تدریجی حکومت مرکزی آل‌بویه و با اتکا به نارضایتی اجتماعی و موقعیت جغرافیایی ویژه ثغور و نیز فرصت به دست آمده از خلا قدرت و اختلافات داخلی پس از درگذشت عضدالدوله رخ داد. باد با بهره‌گیری از سیاست‌های واقع بینانه، از جمله اتحاد با امپراتوری روم، و اجرای جنگ‌های نامنظم در مناطق صعب العبور، توانست به رغم مخالفت دستگاه خلافت عباسی، مشروعیت و نیروی مردمی لازم را برای تأسیس حکومتی محلی فراهم آورد. در مقابل، عضدالدوله و صمصام‌الدوله دیلمی با رویکرد نظامی متداول و متمرکز به مقابله برخاستند؛ اما به‌دلیل محدودیت نفوذ در ثغور مطابق با الگوی تاریخی ابن خلدون و نیز به سبب مواجهه با بحران‌های داخلی پس از مرگ عضدالدوله، نتوانستند موفقیتی پایدار به‌دست آورند. این مقاله ضمن تحلیل تطبیقی این دو راهبرد، نشان می‌دهد که چگونگی بهره‌گیری از ضعف ساختارهای مرکزی، توان مردمی، و اعمال قدرت در ثغور ، می‌تواند زمینه‌ساز ظهور دولت‌های محلی شود؛ همان‌گونه که ابن‌خلدون آن را در نظریه‌ی انتقال قدرت با بهره مندی از موقعیت نواحی مرزی تبیین کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش عوامل خارجی در شکل‌گیری و تقویت گروه طالبان در افغانستان</title>
      <link>https://jhr.usb.ac.ir/article_9600.html</link>
      <description>ظهور جریان طالبان در افغانستان و تسلط آنان بر این کشور، در میان احزاب و گروه‌های سیاسی مختلف، در دو مقطع زمانی 1996 تا 2001 و 2021 تاکنون، نمی‌تواند بدون توجه به مجموعه‌ای از عوامل داخلی و خارجی تحلیل شود. مسئله اصلی این مقاله، یافت این پرسش اساسی است که عوامل موثر خارجی بر ظهور طالبان و تسلط آنان بر افغانستان چیست؟ فرضیه اصلی این تحقیق بر این مبنا استوار است که دخالت کشورهای خارجی، از جمله ایالات متحده، عربستان سعودی و به‌ویژه پاکستان، نقش تعیین‌کننده‌ای در ظهور و تسلط این گروه بر کشور افغانستان ایفاکرده است.به دلیل ماهیت تاریخی این مقاله ، رویکرد غالب آن،کیفی و تحلیلی است که با به‌کارگیری روش گردآوری اسناد و منابع به‌صورت کتابخانه‌ای و استفاده از داده‌های معتبر موجود در پایگاه‌های اطلاعاتی انجام شده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که عوامل خارجی، شامل متغیرهایی نظیر حضور ارتش سرخ در خاک افغانستان و رویارویی کمونیست‌ها با باورهای دینی مردم افغانستان، همچنین دخالت ایالات متحده و پشتیبانی عربستان سعودی و پاکستان، از جمله عواملی هستند که موجب ظهور و تسلط گروه طالبان بر افغانستان شده‌اند. مقاله حاضر ضمن تحلیل ابعاد مختلف این موضوع، تلاش دارد تا روشن‌گر نقش کلیدی عوامل خارجی در تحولات افغانستان باشد و به درک بهتر زمینه‌های تاریخی و سیاسی این پدیده کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازپیکربندی هویت ایرانی در ایالت جبال پس از فتح اسلامی تا تثبیت قدرت‌های محلی؛ (تحلیلی جامعه‌شناسی تاریخی از دین، قدرت و مقاومت فرهنگی)</title>
      <link>https://jhr.usb.ac.ir/article_9650.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکرد جامعه‌شناسی تاریخی، فرایند بازپیکربندی هویت ایرانی در ایالت جبال را از زمان فتح اسلامی تا تثبیت قدرت‌های محلی مورد بررسی قرار داده است. این پژوهش با عبور از روایت‌های خطی تاریخ‌نگارانه، تلاش کرده است تا پویایی‌های دین، قدرت و فرهنگ را در بستر گذار از ساختارهای پیشااسلامی به نظم خلافت اسلامی تحلیل ‌کند و نشان ‌دهد این گذار چگونه به بازآرایی تدریجی عناصر هویتی ایرانی انجامیده است.روش تحقیق در این پژوهش، مبتنی بر تحلیل تاریخی انتقادی و مطالعه منابع متقدم تاریخی، جغرافیایی و ادبی است و داده‌ها با تمرکز بر مناسبات قدرت و نقش کنشگران اجتماعی بازخوانی شده‌اند.یافته‌ها نشان می‌دهد که تحول دینی در جبال صرفاً جایگزینی آیینی نبود، بلکه عرصه‌ای برای رقابت بر سر معنا و مشروعیت اجتماعی بوده است.نخبگان ایرانی با اتکا به میراث فرهنگی و تاریخی خود و در چارچوب نظم جدید سیاسی، به بازتعریف هویت ایرانی و کسب موقعیتی تازه در ساختار قدرت دست یافتند. تثبیت قدرت خاندان‌های محلی، به‌ویژه آل‌بویه و آل‌زیار، نیز به شکل‌گیری موازنه‌ای میان اقتدار خلافت و سنت‌های ایرانی انجامید.نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بازپیکربندی هویت ایرانی در جبال فرایندی تدریجی و چندبعدی بود که از تعامل دین، قدرت و منابع نمادین در بستر تاریخی شکل گرفت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امکان‌سنجی جعل و بازسازی هماهنگ تاریخ اسلام در دوره عباسیان؛ نقد نظریه‌های تجدیدنظرطلبانه با تکیه بر منابع غیراسلامی</title>
      <link>https://jhr.usb.ac.ir/article_9472.html</link>
      <description>دیدگاه‌های تجدیدنظرطلبانه بر آن‌اند که اسلام یک جنبش یهودی-مسیحی بود که در مناطق شمالی‌تر شکل گرفت و بعدها توسط عباسیان به‌عنوان دینی با مرکزیت مکه بازنویسی شد؛ لذا تکیه بر منابع اسلامی برای بررسی هویت و تاریخ این آیین نیز با چالش جدی مواجه است. این پرسش پژوهش در صدد آن است که وقوع چنین جعل گسترده‌ای را توسط حکومت عباسی امکان‌سنجی نماید. پرسش اصلی این است که آیا اساساً عباسیان از زیرساخت‌های مورد نیاز برای چنین اقدام عمده و مهمی برخوردار بودند تا حدی که بتوانند روایات سنتی اسلام را بازنویسی یا آیین جدیدی تحمیل کنند؟ روش تحقیق مبتنی بر تحلیل منابع غیراسلامی هم‌عصر عباسیان و متأخر از آنان و گزارش&amp;amp;lrm;هایی درباره برخی شواهد مادی است. یافته‌ها نشان می‌دهند که ناپایداری سیاسی ناشی از تفرقه‌های داخلی، رقابت‌های خانوادگی و شورش‌های منطقه‌ای، انسجام خلافت را تضعیف کرده بود. گستردگی جغرافیایی امپراتوری نیز، همراه با تنوع فرهنگی و سیاسی جوامع غیرعرب یکسان‌سازی روایی را غیرممکن می&amp;amp;lrm;ساخت. از سوی دیگر تنوع مذهبی و قومی در میان اعراب، موجب ایجاد شبکه‌های روایی مستقل شده بود. همچنین تعاملات سیاسی، تجاری و فرهنگی با بیزانس، پارسیان و ارمنیان، آگاهی گسترده از روایت سنتی اسلام را تقویت می‌کرد. شواهد مادی، از جمله نسخه‌های کهن قرآن‌های کشف شده و کتیبه‌های اموی نیز تثبیت زودهنگام هویت اسلامی و وجود این موانع را تأیید می‌کنند. نتیجه کلی این است که موانع ساختاری و شواهد مادی، امکان جعل یا بازنویسی تاریخ اسلام را توسط عباسیان به‌شدت محدود و نامحتمل می‌سازند.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی امکان تشکیل حکومت اسلامی از دیدگاه فدائیان اسلام</title>
      <link>https://jhr.usb.ac.ir/article_9607.html</link>
      <description>جمعیت فدائیان اسلام به رهبری طلبه جوانی به&amp;amp;shy;نام نواب صفوی در دهه 20 شمسی با آرمان ایجاد حکومت اسلامی، مبارزه ده ساله&amp;amp;shy;ای را علیه رژیم پهلوی پیگیری نمود. وی تأثیرات مهمی در تحولات آن دهه از خود بر جای نهاد. این مقاله در پی بررسی ابعاد حکومت اسلامی در اندیشه فدائیان اسلام است تا به این پرسش اساسی پاسخ دهد که آیا براساس اندیشه و آراء جمعیت فدائیان اسلام، ایجاد حکومت اسلامی در ایران امکان&amp;amp;shy;پذیر بوده است؟ مقاله حاضر برای دستیابی به پاسخ مستدل این پرسش با بهره گیری از روش توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی و با استفاده از روش گردآوی اطلاعات تاریخی کتابخانه&amp;amp;shy;ای از منابع مرتبط و به&amp;amp;shy;جا مانده از فدائیان اسلام بهره برده است. با تحلیل اطلاعات و ساماندهی آن&amp;amp;shy;ها ذیل 5 مؤلفه 1- امکان تولید نظریه حکومت اسلامی 2- توانایی تولید نظریه حکومت اسلامی 3- منابع ایجاد حکومت اسلامی 4- راهبردهای ایجاد حکومت اسلامی و 5- راهکارهای ایجاد حکومت اسلامی در اندیشه آن جمعیت، چنین به نظر رسید که فدائیان در تمامی مؤلفه&amp;amp;shy;ها دچار نواقص عدیده&amp;amp;shy;ای بوده‌اند و ایجاد حکومت اسلامی براساس اندیشه و آراء آنان امکان&amp;amp;shy;پذیر نبوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاریخ‌نگاری نیشابور و آسیب‌شناسی پژوهش در دورۀ معاصر با تکیه‌بر نگارش پایان‌نامه‌های دانشگاهی (1357-1404ش)</title>
      <link>https://jhr.usb.ac.ir/article_9599.html</link>
      <description>نیشابور به‌واسطۀ برخورداری از پیشینۀ تمدنی (از دورۀ باستان تا معاصر)، از ظرفیت ممتازی جهت پژوهش در گرایش‌های گوناگون تاریخ برخوردار است. هدف پژوهش حاضر، آسیب‌شناسی تحلیلی تولیدات دانشگاهی در حوزۀ تاریخ‌پژوهی نیشابور در بازۀ زمانی ۱۳۵۷&amp;amp;ndash;۱۴۰۴ش، با اتکا به روش‌شناسی ترکیبی (تحلیل محتوای کیفی و کمیِ ۳۴ پایان‌نامه) است. پرسش کانونی این پژوهش بر شناسایی الگوهای تکرارشونده، کاستی‌های روش‌شناختی و گسست‌های معرفتیِ کارنامۀ تاریخ‌پژوهی نیشابور با تکیه‌بر پایان‌نامه‌ها متمرکز است. یافته‌ها نشان می‌دهد که ۸۵٪ پژوهش‌ها در انحصار زمانی خاص بوده (قرون ۳&amp;amp;ndash;۷ق) و ادوار پیشااسلامی و تحولات معاصر (از دورۀ صفوی تا انقلاب اسلامی) کمتر مورد بررسی قرار گرفته‌اند. از سوی دیگر، سلطۀ گفتمان سیاسی-مذهبی (۷۰٪ عناوین) نیشابور را صرفاً به صحنۀ کنش نخبگان محدود ساخته و از توجه به دیگر طبقات خودداری شده است. بحران روش‌شناختی نیز در اتکای ۹۴٪ پژوهش‌ها به متون کلاسیک، فارغ از توجه به رهیافت‌های باستان‌شناسی شهری، منابع آرشیوی و یا تحلیل گفتمان به تولید روایت‌های توصیفی انجامیده است. همچنین، ناترازی مقاطع (۹۱.۲٪ کارشناسی‌ارشد در مقابل ۸.۸٪ دکتری) و پراکندگی جغرافیایی شکننده (تمرکز ۶۲.۵٪ تولیدات در تهران و مشهد ۱۵.۶٪ در نیشابور)، دیگر آسیب مشهود است می‌شود. درمجموع، هرچند تاریخ‌پژوهی نیشابور در عرصۀ پایان‌نامه‌‌ها طی یک دهۀ اخیر با رشد کمی همراه گردیده، اما فاقد پیوستار تمدنی، تنوع موضوعی و عمق روش‌شناختی لازم برای بازخوانیِ چندلایۀ تاریخ نیشابور است. راهکارهای پیشنهادی برای توقف و اصلاح این چرخۀ معیوب، اتخاذ رویکردهای میان‌رشته‌ای، توسعۀ زیرساخت‌های پژوهشی و بازتعریف نقش دانشگاه نیشابور به‌عنوان کانون پژوهش‌های بومی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش بحران‌های سیاسی و مذهبی خلافت فاطمی در صور‌ت‌بندی انگاره‌ی امامت اسماعیلیه، مطالعه موردی اثبات الامامه از احمد بن ابراهیم نیشابوری</title>
      <link>https://jhr.usb.ac.ir/article_9601.html</link>
      <description>نظریه‌ی امامت شیعیان برخلاف اهل سنت پیشینی است. با این وجود الزامات حکومت‌داری در مصر، تغییراتی در تفسیر خلافت فاطمی از مسأله‌ی امامت ایجاد کرد. خلافت الحاکم بامرالله بزنگاهی است که سازمان دعوت اسماعیلی را به این گذار از نظریه‌پردازی پیشینی به تأمل پسینی در واقعیت‌های سیاسی سوق داد. با عطف ‌نظر به اهمیتی که این گذار در تاریخ تفکر شیعی دارد، مقاله درصدد پاسخ بدین پرسش برآمد که بحران‌های سیاسی و مذهبی خلافت الحاکم چه نقشی در صورت‌بندی انگاره‌یِ امامت اسماعیلیه ایفا کرد؟ رهیافت نگارندگان جهت پاسخ بدین پرسش مطالعه‌ی موردی &amp;amp;laquo;اثبات الامامة&amp;amp;raquo; نیشابوری از چشم‌انداز بصیرت‌های تاریخ‌ انگاره است. کاربست این رهیافت ما را بدین‌نتیجه رهنمون می‌نماید که تغییرات افراطی سیاست‌های الحاکم، تردیدهایی که القادر‌بالله عباسی در نسب علوی فاطمیان ایجاد نمود و تضعیف مشروعیت فاطمیان تحت‌تأثیر باورهای غالیانه به اولوهیت الحاکم، بحران‌هایی بود که نیشابوری را به بازپرداختی پسینی از انگاره‌ی امامت اسماعیلیه واداشت. بدین‌ترتیب، نیشابوری نه‌تنها از بایستگی امامت منصوص به‌معنای شیعی‌اش دفاع کرد، بلکه بر آن شد تا حامیان دولت فاطمی که تحت تأثیر رویه‌ی حکومت‌داری الحاکم دچار تردید شده بودند را اقناع سازد. لذا سعی کرد تا مردم را در پرتو مفاهیمی همچون ضرورت اطاعت از امام خیرخواه به دامان خلافت فاطمی بازگرداند. به همین‌ترتیب تلون مزاج سیاسی خلیفه را با استناد به الزامات حاکمیت بر مردمی که واجد روحیات متغیر و متفاوتی هستند توجیه نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش موقوفات خاندان محسنی در تداوم ساختار قدرت محلی اراک (۱۲۶۴–۱۳۲۰ق)</title>
      <link>https://jhr.usb.ac.ir/article_9685.html</link>
      <description>حاج‌آقا محسن عراقی یکی از مالکان و واقفان صاحب نفوذ استان مرکزی در دوره قاجار است که در تحولات سیاسی و اجتماعی اراک نقشی اساسی ایفا نوده است. این پژوهش با اتکا به اسناد و مدارک تاریخی، مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی و متون اداری عصر قاجار، نقش او و خاندان محسنی را در مدیریت شبکه گسترده املاک و موقوفات و تأثیر آن بر ساختار قدرت محلی در اراک را &amp;amp;nbsp;بررسی کرده است. و مقرر است به این شوال پاسخ دهد که: این موقوفات، در دوره پیش و پس از حیات حاج‌آقا محسن، چه تاثیری &amp;amp;nbsp;بر استمرار یا تحول الگوهای قدرت محلی &amp;amp;nbsp;داشته اند؟ &amp;amp;nbsp;و انقلاب مشروطه تا چه حد توانست در مناسبات سنتی ارباب ـ رعیتی و نظام وقف مداخله نماید؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد خاندان محسنی با تکیه بر دارایی‌های گسترده خود، علی‌رغم اعتراضات رعایا، تا پایان دوره ناصری و حتی پس از مشروطه توانستند جایگاه اجتماعی و سیاسی خویش را حفظ کنند. بررسی مشروح مذاکرات مجلس نیز بیانگر آن است که علی‌رغم &amp;amp;nbsp;انتقادهای متعدد نسبت به شیوه زمین‌داری و نحوه مدیریت موقوفات این خاندان، اراده‌ای مؤثر برای دگرگونی ساختاری در میان نمایندگان وجود نداشت و اعتراضات علیه آنان عملاً بی‌نتیجه ماند. بدین‌ترتیب، ورثه حاج‌آقا محسن در سایه تحولات سیاسی عصر مشروطه همچنان نفوذ اقتصادی و اجتماعی خود را تداوم بخشیدند و شکایات دادخواهان نیز به نتیجه‌ای نرسید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روابط الهیاتیِ دانشمندان عراق و ایران در عصر اولجایتو (بررسی موردی: روابط علامه حلّی و فرزندش فخر المحققین با خواجه رشید الدین فضل الله همدانی)</title>
      <link>https://jhr.usb.ac.ir/article_9531.html</link>
      <description>رابطه فرهنگی و علمی میان دو کشور ایران و عراق پس از اسلام همواره نمونه برجسته ای از همزیستی دینی و قرابت فرهنگی بوده است. یکی از بارزترین جلوه های برهم‌کنش فرهنگی،&amp;amp;nbsp; در ارتباطات علامه حلی و فرزندش فخرالمحققین به مثابه نمایندگی فقهای شیعی اهل حلّه با خواجه رشید الدین فضل الله همدانی وزیر ایرانی دربار ایلخانی متجلی است. با وجود اختلافات جدی فکری و مذهبی میان این دو شخصیت بارز تاریخی شیعی و سنی مذهب&amp;amp;nbsp; روابط علمی و فرهنگی میان آنان وجود داشته است .ازاین رو پژوهش حاضر قصد دارد ضمن بررسی ماهیت و ابعاد روابط علمی، فرهنگی و فکری میان علامه حلّی، فخرالمحققین و خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی به این موضوع بپردازد که چگونه این رابطه توانسته است الگویی از همزیستی علمی و تعامل میان صاحبان اندیشه با تفاوت‌های مذهبی و فرهنگی را به نمایش بگذارد؟ نوشتار حاضر با بهره‌گیری از نسخه‌های خطی برجای‌مانده، اجازه‌نامه‌های علمی، مکاتبات و آثار منتشرشده این شخصیت‌ها، به بررسی و تحلیل ابعاد گوناگون این رابطه می‌پردازد. فرضیه اصلی پژوهش آن است که ارتباط میان این عالمان و اندیشمندان فراتر از یک رابطه شخصی یا سیاسی بوده و نمونه‌ای موفق از تعامل علمی، مدارا و گفت‌وگوی فرهنگی در تمدن اسلامی محسوب می‌شود. نتایج این پژوهش به شیوه تاریخی متکی بر توصیف و تحلیل مستندات نشان داد که تجربه تاریخی این شخصیت‌ها، با وجود تفاوت‌های مذهبی و فکری، الگویی ارزشمند برای تقویت گفت‌وگو، همگرایی فرهنگی و تفاهم میان جوامع اسلامی در عصر حاضر به شمار می‌آید و از این رو شایسته توجه و بازخوانی دوباره است</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر بحران فرماندهی سپاه مسلمانان بر نتایج جنگ صلیبی اول</title>
      <link>https://jhr.usb.ac.ir/article_9858.html</link>
      <description>جنگ صلیبی اول (۱۰۹۶–۱۰۹۹ میلادی/489-490قمری)  را می‌توان یکی از مهمترین حوادث قرون وسطی دانست که در اواخر قرن پنجم هجری میان جهان اسلام و غرب به وقوع پیوست و با پیروزی صلیبیان همراه بود. در این بین، فرماندهان مسلمان چون قلیچ‌ارسلان اول سلطان سلاجقه روم، یاغی‌سیان امیر ترک انطاکیه، کربوغا امیر موصل، رضوان و دقاق فرمانداران حلب و دمشق فرماندهی سپاهیان مسلمان را برعهده داشتند. این جنگ علاوه‌بر برخورد و تقابل میان مسیحیان و مسلمانان، صحنه‌ای برای آشکار شدن مشکلات و اختلافات داخلی میان فرماندهان مسلمان بود. این پژوهش با رویکردی تحلیلی سعی دارد، سیاست‌های نظامی اتخاذ شده توسط سه تن از مهمترین فرماندهان مسلمان؛ قلیچ ارسلان اول، یاغی‌سیان و کربوغا را مورد بررسی قرار دهد. با مطالعه و بررسی منابع مختلف در رابطه با عملکرد این فرماندهان، این نتیجه حاصل می‌شود که رقابت‌های منطقه‌ای، تعلل در تصمیم‌گیری‌های راهبردی، اولویت‌بندی نادرست تهدیدها و بی‌اعتمادی میان رهبران نظامی، مانع شکل‌گیری جبهه‌ای متحد در برابر صلیبیان شد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که سقوط شهرهای کلیدی چون نیقیه و انطاکیه و تثبیت حضور صلیبیان در شام و آناتولی بیش از آنکه محصول قدرت نظامی آنان باشد، نتیجة بحران فرماندهی و ضعف انسجام سیاسی در میان نیروهای مسلمان بوده است.  بحرانی که امکان واکنش سریع، هماهنگ و مؤثر در برابر تهدیدی نوظهور را از میان برد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب شناسی فرایند مصوبات در مجالس بیستم تا بیست و چهارم شورای ملی؛ مطالعه موردی لوایح بودجه (1339- 1357ش./1961- 1979م.)</title>
      <link>https://jhr.usb.ac.ir/article_9861.html</link>
      <description>تعیین و تصویب لایحه بودجه همواره یکی از مباحث مهم و کلیدی برای مجالس می‌باشد. محوریت بحث بودجه، تعیین میزان اعتبارات و هزینه‌های سالانه نهادها و دستگاه‌های دولتی است؛ موضوعی که به‌سبب اهمیت آن، معمولاً با بحث‌ها و مذاکرات گسترده و زمان‌بر همراه ‌شده است. این پژوهش درصدد پاسخ‌ به این پرسش است که چه عواملی به تصویب لوایح بودجه در مجالس بیستم تا بیست وچهارم شورای ملی آسیب می‌زد؟ مقاله با روش تحقیق تاریخی با تکیه‌بر اسناد آرشیوی، مشروح مذاکرات مجالس بیستم تا بیست وچهارم شورای ملی و منابع کتابخانه‌ای تدوین شده است. بنابر یافته‌های پژوهش، لایحه بودجه پس از تأیید در هیئت وزراء و تأیید شاه و دربار، ابتدا در مجلس شورای ملی توسط کمیسیون‌های مختلف بررسی و پس از اصلاحات لازم در صحن مجلس نسخة اصلاح‌شده به مجلس سنا تحویل می‌گردید، در آنجا هم در صورت نیاز به اصلاح به مجلس شورای ملی ارجاع می‌شد، لوایح بودجه سرانجام در رفت و برگشت میان دو مجلس به تصویب می‌رسید. این لوایح در مسیر تصویب نهایی در مجالس شورای ملی و سنا با عوامل آسیب‌زای متعددی ازجمله: اعمال نظر دربار، ماندگاری آنها در فرایند اداری و تقاضای تغییرات و اصلاحاتی که عمدتاً کسری بودجه و افزایش اعتبار از جانب سازمان‌های مرتبط مطرح می‌شد، مواجه بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سرحدات و طوایف سرحدی بلوچستان به استناد گزارش ژنرال رجینالد دایر</title>
      <link>https://jhr.usb.ac.ir/article_9863.html</link>
      <description>ژنرال رجینالد دایر از فرماندهان نظامی ارتش انگلستان در هند، در میانه‌ی جنگ جهانی اول در سال 1916م. به منظور جلوگیری از نفوذ فرماندهان آلمانی در میان سرداران بلوچ و به مخاطره افتادن منافع بریتانیا، به بلوچستان ایران اعزام شد؛ وی سرانجام توانست با انجام عملیات نظامی، جنگ روانی، تبلیغات و خدعه و نیرنگ، به هدف خود نائل شود. دایر پنج سال بعد شرح مأموریت خود در سرحدات بلوچستان را در کتابی با عنوان «مهاجمان سرحد» در سال 1921م. در لندن به چاپ رساند. این کتاب علاوه بر گزارش واقعه، متضمن اطلاعاتی با ارزش از اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بلوچستان ایران در اواخر عصر قاجار و ایام قدرت‌یابی رضاخان سردار سپه است. 
در مقاله‌ی حاضر که با روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفته، سعی شده است تا با اتکاء و استناد به گزارش ژنرال رجینالد دایر، اوضاع مرزهای جنوب شرقی ایران در اوایل قرن 20 میلادی/قرن 14 خورشیدی بررسی و وضعیت طوایف سرحدی بلوچستان در زمان وقوع عملیات نظامی انگلستان در آن منطقه، تشریح گردد و گزارشات دایر با دیگر منابع و اسناد موجود مقایسه و راستی‌آزمایی شود. 
یافته های پژوهش حاکی از آن است، طبیعت و اقلیم سرحد، ارتفاعات، دره‌ها و تنگه‌ها در کنار استحکامات نظامی، قلعه‌های مستحکم، آب و آذوقه کافی برای مردان جنگی و مقاوم بلوچ، این امکان را به مرزنشینان جنوب شرق ایران داده بود تا به رغم تمام محرومیت‌ها در برابر نیروی نظامی منسجم، آموزش‌دیده و سراپا مجهز تحت امر بریتانیای کبیر در منطقه بلوچستان بزرگ، به ایستادگی و مقاومت بپردازند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارکرد سیاسی عمران مکه و امنیت‌سازی راه‌های حج در مشروعیت‌سازی خلفای اول عباسی (۱۳۲–۲۳۲ق)</title>
      <link>https://jhr.usb.ac.ir/article_9915.html</link>
      <description>حج در دورۀ اول خلافت عباسیان شامل خلفای نخستین از سفاح تا واثق (132-232ه.ق)، فراتر از یک فریضه دینی، کارکردی سیاسی و راهبردی در معادلات قدرت داشت. خلفا با آگاهی از اهمیت مکه و جایگاه آیینی آن، توسعه بناهای عمرانی و برقراری امنیت در مسیرهای حج را به ابزاری مؤثر برای نمایش اقتدار و کسب مشروعیت سیاسی و دینی خود تبدیل کردند. هدف این تحقیق، تبیین و تحلیل کارکرد سیاسی عمران مکه و امنیت سازی راه‌های حج در تثبیت مشروعیت خلفای دوره اول عباسی است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی&amp;amp;ndash; تحلیلی و به روش کتابخانه‌ای انجام یافته است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که عباسیان، باتوجه به اهمیت راهبردی مکه، اقدامات عمرانی گسترده‌ای از جمله بازسازی چاه زمزم، توسعه مسجدالحرام، تعویض منظم پوشش کعبه، احداث منازل استراحت حجاج و تأمین امنیت کاروان‌ها را در دستور کار قرار دادند. این اقدامات، فراتر از جنبه‌های عبادی، به‌مثابه ابزارهای نمایش اقتدار و تثبیت سرپرستی بر حرمین شریفین عمل کردند. تداوم حضور خلفا در مراسم حج و بهبود منزلگاه‌های بین‌راهی، بیانگر بهره‌گیری هوشمندانه آنان از این فریضه الهی برای تقویت پایه-های قدرت و مشروعیت دینی - سیاسی خلافت بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>برآمدن شیراز و افول اصطخر: واکاوی زمینه‌ها و عوامل دگرگونی کانون سیاسی-اداری فارس در سده‌های نخستین اسلامی</title>
      <link>https://jhr.usb.ac.ir/article_10052.html</link>
      <description>کشف آثار و اسناد تاریخی، قدمت شیراز را به دوره‌ی هخامنشی می‌رساند، اما شیراز تا پایان دوره-ی ساسانی یک سکونتگاه کوچک با کوشک‌های شاهی بود و اصطخر مرکز استان فارس به شمار می‌آمد. با ورود اسلام شیراز به عنوان شهری اسلامی مورد توجه قرار گرفت و سپس به تختگاه بزرگ و مهم آل‌بویه تبدیل شد. هدف مقاله‌ی حاضر بررسی چگونگی این دگرگونی سیاسی-اداری در استان فارس در طول سده‌های نخستین اسلامی است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع مکتوب و یافته‌های باستان شناسی به بررسی مساله‌ی فوق می‌پردازد. یافته-های پژوهش نشان می‌دهد که این دگرگونی با افول اصطخر رابطه‌ی متقابل دارد. این بحث را می‌توان به دو عامل مهم تقسیم کرد که عبارتند از مزایای جغرافیایی و مکانی شیراز و امتناع اصطخر از پذیرش حاکمان عرب. بر این اساس، شهر شیراز در دوره‌ی فتوحات اسلامی با کارکردی نظامی برگزیده شد و توجه دولت‌های اموی، عباسی و صفاری منجر به رشد جمعیت و زایش عناصر اداری و سیاسی این شهر گردید. با گزینش شیراز به پایتختی آل‌بویه، رشد روزافزون شیراز در ابعاد گوناگون رخ داد. بناهای رو به ویرانی مورد بازسازی قرار گرفت، نظام آب‌رسانی احیا شد و دیگر بناهای عام‌المنفعه احداث گردید. بر این اساس، با زوال اصطخر و افول گور، شیراز به مرکز اقتصادی و اداری و در مجموع به مهم‌ترین شهر فارس تبدیل شد. این فرآیند همزمان و همسو با زوال کیش زردشت در فارس و رشد اسلام نیز هست و نشان از تغییر الگوهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در سطح کلان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اهمیت میراث زیدیه در تاریخ سیاسی و فرهنگی گیلان</title>
      <link>https://jhr.usb.ac.ir/article_10078.html</link>
      <description>زیدیه حدود هشت سده حضوری فعال در گیلان داشت، اما جایگاه این جریان مذهبی در تاریخ‌نگاری سیاسی و فرهنگی گیلان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش پس از معرفی مهمترین آثار زیدی، با رویکردی تحلیلی به بررسی اهمیت این میراث در بازسازی تاریخ گیلان از قرن سوم تا دهم هجری ‌پرداخت. متون زیدی، به‌ویژه شرح‌حال امامان، در دوره‌هایی که گیلان با فقر شدید منابع تاریخی مواجه است، اطلاعاتی منحصر‌به‌فرد از تحولات سیاسی و منازعات مذهبی ارائه دادند. افزون‌براین، داده‌های جغرافیایی پراکنده در این آثار، امکان بازنگری در شناخت مرزهای جغرافیایی و اماکن کمترشناخته شدۀ منطقه را فراهم می‌سازد. در بخش دیگری از پژوهش، متون فقهی زیدیان گیلان به‌عنوان منابعی ارزشمند برای مطالعۀ تاریخ اجتماعی و اقتصادی بررسی شدند؛ آثاری که با تمرکز بر مسائل روزمرۀ مردم، تصویری روشن از شیوه‌های معیشت، روابط خانوادگی و فرهنگ بومی ارائه کردند. همچنین، تحلیل زبان‌شناختی این متون نشان می‌دهد که ثبت واژگان و عبارات گیلکی در حواشی فقهی و تفسیری، منبع مهمی برای شناخت تاریخ تحولات واژگانی گیلکی می‌باشد. بنابراین، میراث زیدیه، منبعی چندبعدی و بنیادین برای مطالعۀ تاریخ گیلان است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
