از دیوان همایون تا باب‌عالی: دگرگونی کانون قدرت و نقش آن در فرایند افول دولت عثمانی

نوع مقاله : علمی و پژوهشی

نویسنده

دانشیار گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

10.22111/jhr.2026.56502.3967

چکیده

فرایند انتقال کانون قدرت از دیوان همایون به باب‌عالی که از اواخر سده دهم هجری/شانزدهم میلادی آغاز شد، از بنیادین‌ترین دگرگونی‌های ساختاری در تاریخ دولت عثمانی به شمار می‌رود که موازنه قدرت میان دو نهاد سلطنت و صدارت عظمی را دگرگون ساخت. از این‌رو، ین پژوهش تبیین بسترها، سازوکارها و پیامدهای نهادی این جابه‌جایی را در پیوند با موازنه قوا و فرایند افول دولت عثمانی، مسئله محوری خود قرار داده است و با اتکا به روش تاریخی‌ـ‌تحلیلی و رویکرد تحلیل نهادی، تحولات کانون‌های قدرت را از اواخر سده دهم هجری/شانزدهم میلادی تا برافتادن دولت عثمانی در نیمه نخست سده چهاردهم هجری/بیستم میلادی واکاوی می‌کند. یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد این انتقال، فرایندی تدریجی بود که از اواخر سده دهم هجری/شانزدهم میلادی در واکنش به ناکارآمدی‌های دیوان همایون آغاز شد و در پی اصلاحات عصر محمود دوم و دوران تنظیمات در سده سیزدهم هجری/نوزدهم میلادی، به تثبیت باب‌عالی به‌عنوان کانون اصلی سیاست‌گذاری و دیوان‌سالاری انجامید. بااین‌حال، تمرکز قدرت در باب‌عالی بدون سازوکاری نهادینه‌شده برای تنظیم روابط میان نهاد سلطنت، صدارت و مجلس مبعوثان، به دوگانگی ساختاری انجامید. این وضعیت با تمرکزگرایی دربار ییلدیز، چندمرکزی‌شدن تصمیم‌گیری در عصر مشروطه دوم و سرانجام دوگانگی حاکمیت میان استانبول و آنقره تشدید شد؛ امری که توازن نهادی را مختل ساخت و فرسایش ساختار حکمرانی عثمانی را تا بر افتادن عثمانیان شتاب بخشید.

کلیدواژه‌ها

موضوعات