کاربست اندیشه ایرانشهری در جنبش شعوبیه و ناتوانی آن در احیای حکومت ایرانشهری

نوع مقاله : علمی و پژوهشی

نویسنده

عضو هیات علمی گروه تاریخ دانشگاه س و ب

10.22111/jhr.2026.55691.3914

چکیده

جنبش شعوبیه در سده‌های دوم و سوم هجری، واکنشی فرهنگی‑اجتماعی در برابر برتری‌جویی عربی در خلافت اسلامی بود که با تکیه بر میراث تمدنی ایرانشهری، درصدد بازآفرینی هویت ایرانی و فراهمسازی زمینه‌های احیای حکومتی مستقل بر پایۀ الگوی شهریاری ساسانی برآمد. این جریان فکری با بهره‌گیری از نمادها، انگاره‌ها و ساختارهای سیاسی ایرانشهری، تلاش کرد تا به احیای میراث باستانی ماهیت قدرت در تفکر ایرانشهری بپردازد. با این حال، مهم‌ترین موانع و ناتوانی‌های آن در تحقق این آرمان؛ فقدان سازماندهی نظامی و تشکیلاتی مستقل، وابستگی دیوان‌سالاران ایرانی به ساختار خلافت، ناسازگاری بنیادین مفهوم «شهریاری موروثی» با اصول خلافت اسلامی، و پراکندگی هویتی مناطق مختلف ایرانشهر ، بودند. یافته‌ها پژوهش حاکی از آن است که شعوبیه در عرصۀ فرهنگی (از جمله احیای زبان فارسی، تدوین تاریخ ملی و بازتولید اسطوره‌های پادشاهی) موفقیت چشمگیری داشت، اما در عرصۀ سیاسی نتوانست پروژۀ تأسیس یا احیای یک حکومت تمام‌عیار ایرانشهری را محقق سازد. در نتیجه، کاربست میراث ایرانشهری توسط شعوبیه عمدتاً در سطح گفتمانی باقیماند و دستاورد اصلی آن با توجه به توان و فضای زمان و مکان؛ نه به زوال و سقوط خلافت، بلکه به بازتولید و تداوم هویت ایرانی در درون تمدن اسلامی پرداخت.

کلیدواژه‌ها

موضوعات